امیررضا و مهموناش
عشقولانه ی مامان. ســـــ ــــلام دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم،میخوام دیگه بخورمت........ این دو سه روز که برات پست جدید نذاشتم مهمون داشتیم،عزیزجونینا...خاله جونی که فدات میشد فقط بغل خاله جون بودی و خاله جون با عزیز جون سرِ شما فسقل خان دعوا داشتن. فقط برا شیر دادن شما رو ب من میدادن...واقعا دلم برات تنگولیده بود. خیلی خوش گذشت به هممون خصوصا شما. عکس جدید ندارم ک بذارم آخه رم گوشیم دوباره سوووخت....... خیلی ناراحت شدم کلی عکسای ناز از شما همش پرید...چه فیلمایی ازت گرفته بودم. برا همین عکسای قبل از اینکه عزیزجونینا بیان رو برات میذارم. راستی جوجو داره موهات میریزه بغلایسرت کم مو شد کچل خانِ من. ...












